السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)

19

هدايتگران راه نور ، زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب (ع) (فارسى)

( تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ ) « 1 » . « بريده باد دستان ابولهب و نابود شود . » ابولهب نخستين كسى بود كه پيامبر را در آن روز به ريشخند گرفت . چراكه درميان جوانان بنى هاشم كه حدود چهل تن بودند ، اظهار داشت : اين مرد ( پيامبر ) چه سخت شما را جادو كرده است ! حاضران نيز با شنيدن اين سخن پراكنده شدند و پيامبر فرصت سخن گفتن با آنان را از دست داد . فردا نيز على عليه السلام بار ديگر آنان را به ميهمانى فراخواند . ميهمانان اين بار نيز آمدند و خوردند و نوشيدند و پيش از آن كه ابولهب بخواهد سخن بگويد ، پيامبر آغاز سخن كرد و گفت : فرزندان عبدالمطّلب ! به‌خدا سوگند من درميان عرب مردى نمىشناسم كه براى قومش چيزى بهتر از آنچه من آورده‌ام ، آورده باشد . من خير دنيا و آخرت را براى شما به ارمغان آورده‌ام و خداوند تبارك و تعالى به من فرمان داده است كه شما را دعوت كنم . پس كدام يك از شما مرا در اين كار يارى مىكند تا برادر و وصى و جانشين من درميان شما باشد ؟ هيچ كس از حاضران پاسخى نگفت مگر على كه آن روز چنان كه خود گفته است از تمام آنان جوانتر و چشمانش از همه درخشانتر و ساق پايش ظريفتر بود . او گفت : « اى پيامبر خدا من ياور تو در اين دعوت خواهم بود » .

--> ( 1 ) - سورهء مسد ، آيهء 1 .